السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
496
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
امّا داود ، آنقدر گريست كه از گريهء او در روى زمين گياه و علف روييد و هر گاه آه مىكشيد ، از حرارت و سوز و گداز آن گياهانى كه از اشك او روييده بود آتش مىگرفت . و امّا يوسف ، آنقدر در فراق پدر در زندان گريست كه اهل زندان به شكايت آمده و از او خواستند يك روز گريه كند و يك روز ساكت باشد . علامه طبرسى مىگويد : در بارهء علّت استغفار و گريه داود اختلاف شده است : بعضى گفتهاند : استغفار او به جهت انقطاع و خلوص و خضوع در پيشگاه الهى و شدّت عبادت و سجود اوست ، همچنان كه خداى تعالى از قول ابراهيم ( ع ) نقل مىكند : وَ الَّذِي أَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ [ 1 ] . و معناى پذيرش و غفران الهى در مورد او كه مىفرمايد : فَغَفَرْنا لَهُ ذلِكَ [ 2 ] . اين است كه خداوند عبادت او را پذيرفته و از كوتاهى او در عبادت دائمى در گذشته است و اين سخن گفتار اماميّه و ساير افراديست كه انبياء را از تمام گناهان منزّه و مبرّا مىدانند و امّا كسانى كه گناه صغيره را براى انبياء جايز مىشمارند گفتهاند : استغفار داود از گناهان صغيره بوده است و سپس در چگونگى آن اختلاف كردهاند : قول اوّل ) : اينكه اورياء از زنى خواستگارى كرد ، آوازه جمال او به داود نيز رسيد و داود نيز از آن زن خواستگارى كرد و بر اورياء تقدّم جست و با او ازدواج كرد ، در نتيجه استغفار او براى حرص به دنيا بوده است ، اين قول از جبائى نقل شده است . قول دوّم ) : اورياء براى جنگى خارج شد ، امّا داود به جهت تمايلى كه به نكاح همسر او داشت براى رفتن او چندان جزع و فزع نكرد و خداوند او را با ارسال دو ملك سرزنش و عقاب نمود . قول سوّم ) : در شريعت داود رسم چنان بود كه وقتى مردى از دنيا مىرفت ، خويشاوندان او نسبت به ازدواج با همسر او احقّ از ديگران بودند ، مگر اينكه آنها تمايلى به او نداشته باشند ، در اين صورت ديگران مىتوانستند از او خواستگارى كنند ، وقتى اورياء به قتل رسيد ، داود از همسر او خواستگارى كرد و خويشاوندان اورياء از بيم هيبت و جلال داود نتوانستند مانع شوند و عقاب و سرزنش آن دو ملك به همين جهت بود .
--> [ 1 ] سوره شعراء ، آيه 82 . [ 2 ] سوره ص ، آيه 25 .